خوبی؟
اگه پسوردتو خواستی بگو
همین
بای
تولدم مبارک
سلام دوستان و کاربران گرامی از اینکه باز هم
بعد از یه غیبت چند روزه در کنار شما عزیزان
امروز با یه آپ به مناسبت هجدهمین سالگرد تولدم
در خدمت شما هستم.امیدوارم لذت ببرید.
تمام دوستان عزیزی که به وبلاگم اومدند و کامنت
گذاشتن سپاسگذارم امیدوارم جبران کنم.

بازم شادی و بوسه گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمیشه " تولدم مبارک"
تو این روز طلائی من اومدم به دنیا
وجود پاکم اومد تو جمع خلوت شما
تو تقویما نوشتن تو این ماه و تو این روز
از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
تو این روز پر از عشق من با خنده شکفتم
با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتم
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق"بیاد هزار تا مهمون
تولد تولد تولدم مبارک مبارک مبارک تولدم مبارک
مریم بیا شعما رو فوت کن تا صد سال زنده باشی
مریم بی خیال دنیا تا صد سال زنده باشی
مریم بچسب به درست تا صد سال زنده باشی
اینم کیک تولد بفرمایید نوش جان کنید
راستی کادو یادتون نره هااااااااااااااااا
کبوتری سفید بال پر پر زنان در کنار پنجره ی اتاقم نشست" ترسی عجیب سر و پایم را فرا گرفت
ناگهان به خود آمدم و از او پرسیدم که کیستی؟ او جواب داد دوستت...!
گفت:آری" بر روی بال های سفید من بنشین من تو را به جایی میبرم که دوست داری.
ناگهان اشتیاقی در من به وجود آمد بر روی بال های او نشستم و با او از کوچه ها و خیابان های

ناگهان به جنگلی رسیدیم که در ظلمت و تاریکی فرو رفته بود.
سکوت در آنجا غوغا میکرد" تنها گاهی صدای زوزه ی گرگی یا هره ی شیری سکوت را در هم
چشمانم را بستم از این جنگل گذشتیم " رفتیم و رفتیم
نمیدانم کبوتر چقدر پرواز کرد که وقتی چشمانم را باز کردم دیدم همه جا روشن است
صبح شده بود او مرا برد تا دریا" کنار ساحل فرود آمد من از افق بال های او پایین آمدم و شنهای
آه ای خدا دریا چقدر زیباست" بله واقعا دریا زیباست...
خورشید آرام و بی خیال از آن سوی دریا در حال بالا آمدن بود چه طلوع زیبایی...
در یک لحظه حس کردم دستی بر شانه ام زده شد چشمانم را گشودم
دیدم آن جنگل و کبوتر و دریا و طلوع خاکستری همه را در خواب و رویا دیده ام
پس قلم برداشتم و این رویای زیبا را در دفترم نوشتم
دلم میخواست باز هم سفر کنم یک سفر رویایی و شیرین با آن کبوتر سفید

امروز آمدم قولی رو که در پست قبل داده بودم رو عملی کنم
و نظرات زیبای همه ی دوستان عزیزی که لطف کردند و در مورد عشق
کامنت گذاشتند رو در این آپ بذارم تا
هرچند قادر نیستم اما بخشی از محبتاشون رو جبران کنم.
از همه ی شما دوستان گرامی ممنونم

آیدای عزیز ![]()
عشق یعنی چراغ نیمه مرده ی شبانان که در شب های
سرد طوفانی در پناه قله ها به سر میبرند
داداش مسعود گل![]()
سمیرا ی نازنین ![]()
آقا احسان عزیز ![]()
شفق نازنین ![]()
سر عشق نهفتنی است ، نه گفتنی و بساط مهر ، پیمودنی است نه نمودنی
لاله جون ![]()
به نظر من عشق مثل یه دشت بزرگ میمونه که هر جاش رو که نگاه کنی باز هم
یه گوشه اش از چشمات پنهون میمونه
میلاد عزیز![]()
هدیه جون ![]()
به نظر من عشق یعنی یک عطش که با وجود این عطش یه عاشق
فرزانه ی عزیز ![]()
یک طرفه یعنی اینکه تو .تو قلبت بدون اینکه طرفت بدونه دوسش داری خوب این
خوبه ولی خیلی سخت تر از عشق دو طرفست حالا اگه عشقت هم با خبره و هر
دو همدیگه رو دوست دارین اونوقت باید مواظب باشی که کاری نکنی اون ناراحت
بشه و مدام میخوای باهاش باشی ولی وقتی این عشق بخواد از بین بره به نفرت
منتهی میشه ولی بازم ارزشش بیشتره چون دیگه هی به خودت نمیگی ای کاش
ولی ای کاش میشد عشق رو ساده آموخت و با اون ساده زندگی کرد
سارا ۴۳ نازنین ![]()
عشق یعنی خدا، و مرگ به معنای آن است که یک قطره
از این عشق به سرچشمه اش بازگردد.
سیاما عزیز ![]()
نظر من در مورد عشق:۱-عشق را آدم میسازد وعشق آدم را....
۲-آدمی با عشق ققنوسی می شود که با سوختن در آتش آن تولد دوباره می یابد


با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز
من مریم مدیر وبلاگ بعد از گذشت ۱ ماه بالاخره با یه آپ ویژه
مورد اول اینکه بعضی از تصاویر وبلاگ قابل مشاهده برای شما
کاربران و دوستان گرامی نیست.این مشکل بزودی رفع خواهد شد.
مسئله ی دیگر اینکه در این آپ میخوام یه مسابقه بذارم"توی این
مسابقه شما عزیزان در بخش آخر همین پست در قسمت کامنتا
نظر خودتون را در مورد عشق بیان میکنید.و بعد از ۲ هفته زیباترین
جملات درباره ی عشق را در پست آینده با اسم فرد مورد نظر
که اون جمله نوشته آپ میکنم تا برای همه به نمایش در بیاد.
دوستان عزیز و مهربانم تصمیم داشتم بخاطر شروع شدن
فصل امتحانات مدتی نباشم
اما وقتی
آمدم و کامنتای زیباتون و دیدم
یهو دلم تنگ شد و
تصمیم گرفتم با یه آپ زیبا بیام و در خدمت شما دوستان
عزیز باشم. هر چند درس خوندن و نخوندن من فرقی
به حالم نمیکنه من آخرش کنکور قبول نمیشم
ای بابا کی گفته من کنکور قبول نمیشم.من کنکور قبول
میشم خوبشم میشم.من رتبه یک کنکور علوم انسانی رو
هوررررررررررررررررررررررا بابا یکی جلوه منو بگیره
جو گیییییییییییییییییییییر شدم.![]()
بیا که اگر بار غمم را به کوه نهی خواهد پاشید بیا که دلم هوای روی گل را کرده آری
قاصدک بیا و برایم نی بنواز تا سر پر دردم با صدای نی آرامش یابد.
کاش میشد با تو شعری سرود که عالم و آدم را تکان دهد و روح عشق و دوستی را
همواره شکوفا کند" ولی افسوس که نمیشود.
امشب عقابهای دلم را به پرواز داده ام و پنجره ی چشمانم را به روی دریای حقیقت
دنیا گشوده ام" امشب تنهاییم را به تاریکی و همنوایی توام ساخته ام" امشب کبوتر
سفید بال خیالم در دشت های معطر عشق رها ساخته ام.
میخواهم تنهای تنها قدم در پهنای آسمان نهم و گل ستاره بچینم و با تمام وجود آن
را به تو تقدیم کنم و بگویم تقدیم به تو که مهربان ترین مهربانانی" به تو که نامت
مقدس است. دعایم کن که دعایت ضامن خوشبختی ام و شفای درد های قلبم
است. نگاهم را بر پهنای بی کران آسمان آبی دوخته ام " نگاهی
که معنی آبی بودن را در دلم میکارد.

آه ای دریا موج بزن چون تو آرامش روح و روان منی" ای دریا طوفان تو غوغای درون من
است.چه زیباست در کنار ساحل نمناک " دل به آواز بلبل سپرد و جان در گروه موج تو
بست.میبینی دریا موج اشک هایم را" لرزش دستانم را" میشنوی ندای عشق را بر
سکوت نگاهم. یاری ام کن که به تو محتاجم" قلب پر غمم را آرامشی ده که جز نام
تو غم گشایی نیست. فریادم را بشنو که جز تو فریاد رسی نیست.
دوستان و کاربران عزیز به دلیل آغاز فصل امتحانات مدتی از شما خوبان دور
خواهم بود
اما بعد از بازگشت با بهترین آپ در خدمت شما هستم.
امیدوارم همواره با نظر های مفید و سازنده مرا در بهتر شدن وب یاری کنید.
قلب افسرده و رنجورم را لمس کن که دیگر یارای پیوند خوردن با قلب
دیگری بجزتو ندارم دلم را به نظاره می گذارم و میبینم که اگر یک انگشت روی آن
فشاردهی مثل آتشفشان آماده در حال انفجار منفجر میشود" و
تکه گدازه های آن شاید تا آن سوی سرزمین بی تفاوتیها میرود.
چشمهایم را اگر روی هم بگذارم ساعت ها در سرزمین ناشناخته ای سفر
می کنم و خودم را در آنجا گم میکنم " وقتی چشم باز میکنم و همه را رویایی
بیش میبینم باران اشکم سرازیر میشود و آنقدر اشک میبارد که دیگر اشکی
باعرض سلام خدمت دوستان و کاربران گرامی آغاز سال ۱۳۸۸ را به
همه ی شما خوبان تبریک میگویم با آرزوی بهترینها برای شما عزیزان.
من مریم مدیر وبلاگ به دلایلی مدتی نبودم از همه ی دوستانی که
من رو شرمنده ی محبتاشون کردند و با کامنتای زیباشون خوشحالم
کردند نهایت قدر دانی را دارم.امیدوارم که بتونم لطفتون رو جبران کنم.
امروز با یه سری تغییرات در قالب وبلاگ و تصاویر جدید و یه آپ جدید
در خدمت شما هستم خوشحال میشم نظرات مفید و سازنده تون
رو ببینم.لحظات خوبی رو در وبم براتون آرزومندم.
سلام به تو که امید قلب انسانی که قلبش طراوت گل را دارد گلی نو نهال
و کوچک که تو به مانند آب حیاتی برای آن" اگر یک روز این آب به آن گل
نرسد چه خواهد شد" مبادا چنین روزی اگر چنین شود آن گل سرخ یعنی
قلب کوچک من خشک خواهد شد و زندگی را بیهوده و بی معنی خواهد
راستی کسی که چنین قلبی دارد چگونه زندگی خواهد کرد؟
اگر زندگی این است بگذار آن را در خرابه هایی که لانه ی جغدهاست
جستجو کنم.اگر زندگی این است بگذار مانند گنجی مدفون زیر صدها متر خاک بمیرم.
اما این یک روی سکه است و من زندگی را از آن روی سکه می نگرم.
زندگی را باید در سرزمینهای سفید و سرخ گل رز جستجو کرد آن را باید
در لابه لای گلهای یاس پیدا کرد.زندگی را باید در دستان کودکی زیبا و شادمان
به وجود پاکت سوگند لحظه ای کوتاه به اندازه ی زمان آه
کشیدن یک دردمند بلا رسیده از مقابل دیدگانم گذر کن تا
یا بتوانم آن لحظه را در خاطرم قاب کنم تا همیشه به
یادم باشد.اما تو هیچ فکر نکردی که با تک تک واژه هایت
نمی دانم با تو بودن زندگی من طلوع خواهد کرد یا
در غروب چشمان تو برای همیشه غروب خواهد کرد.

اکنون دل شکسته ای بیش نیستم که از سوزش













